تبليغاتX
تنهاتر از همیشه ! ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

من و تو ... من و تو نا اميد از خوب و از بد ...... هاج و واج مونده مردد ...... ميون موندن و رفتن ..... تن من .. تن تو ... سرد مثل زندگيمون .... همه فصلامون زمستون ... به كي باز اين غمو گفتن ؟! ..... واسه با تو بودن .... يه آشيونه ساخته بودم .... همه ي هستيمو رو اين ساختن .... باخته بودم .... يه روز يه شكارچي تيراشو كمون كرد ..... پراي قشنگتو رو ابرا نشون كرد ..... گم شدي تو آسمون هراسون هراسون هراسون .... ديگه شد دنيا واسم يه زندون يه زندون يه زندون ...... حالا آشيون چوبي ... قصه هاي بارونيش ابوسه .... داره زير چتر بارون ... تن خيس لحظه ها مي پوسه ..... تن تو مثل يه قصه واسه من خوندني نيست ..... تو غبار قصه هام واسه من موندني نيست ) ------------------------------------------ ( همیشه یادتم هر جا که باشم ......... فراموشم نکن تا زنده باشم ......... میخوای بری برو یادت بمونه ........... که تو دنیا فقط خوبی میمونه ) ------------------------------------------ ( آسمون دعا کن امشب واسه ی این مرد تنها ........ خسته ام بس که نشستم به امید صبح فردا )

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ -----------------------------------------------------------------------------------------------------

دیشب شب عجیبی بود ... تا صبح چندین بار از خواب پریدم ...
تب کرده بودم ... مامان می گفت چند بار داد زدی و بیدار شدی رو تخت نشستی اما خودم یادم نیست .
 فقط یادمه نزدیکای صبح بود که یه خواب وحشتناک دیدم و حسابی ترسیدم ( بخونید غمگین شدم ) ...
 خواب دیدم رفتم خواستگاری ...
داشتم با پدر دختر حرف میزدم که دخترش رو صدا زد چای بیاره
 اما دست تو دست یکی دیگه اومد تو اطاق !
امروز از صبح درد دارم ... میگم دارم آخه هنوز ادامه داره ....
یه ملودی زیبا هم ساختم روی ترانه سروش دادخواه که خیلی خوب شده ...
با کلی بغض و صدای گرفته وکال شاهدش رو گرفتم
نزدیکای شب بود .... داشتم پاتو زمین نزار رو می دیدم ...
یه کمی حالم گرفته شد ....
 رفتم تو کوچه ها یه کمی ماشین گردی کردم ....
  یادم اومد خیلی خاطره ها رو .........
نمیدونم من ساده گذشتم یا سرعتم زیاد بود ...
اما هر چی بود گذشت ......
انگار خیلی وقته دیگه خدا هم حواسش بهم نیست ...
تنهاتر از همیشه ام ...
 از هر لحظه ای تنهاتر .....
نمیدونم دارم لذت می برم از تنهاییم یا اینکه دارم دغ میکنم ....
فقط میدونم که تنهام ....
میدونم که درد دارم ...
قبلا یادمه وقتی ساز میزدم ...
یکی ترانه می نوشت که 
                         لرزش انگشتاتو رو ساز دوس دارم
حالا که ساز میزنم ...
دیگه انگاری انگشتم نمی لرزه که !!!
مهم نیست ..
قبلا می گفتم ...
ماه رمضون امسال
تنها دعایی که کردم این بود
که خدایا منو نگام کن ...
نمیدونم داره نگام میکنه یا نه
فقط میخوام بگم
خدا جون
اگه پشت درختا پنهون شدی
یا داری از رو ابرا نگام میکنی
فرقی نداره واسم
خدا جون بدجوری تنهام
اگه میشه ..
اگه وقتت گرفته نمیشه
یه نشونه
نمیگم یه علامنه شاد ...
به غصه اش هم راضیم
فقط میخوام یه علامت بفرستی واسم
درد دارم پس یعنی زنده ام
اگه زنده ام میخوام که
ببینی منو ...
خیلی مسلمون نیستم
اما شب قدر فقط گفتم
                      خدایا منو ببین
اگه مثل ما آدما فراموش نکردی
یادت بیار اشکمو
یادت بیار
که شب قدر امسالت
جون یه آدمو نجات دادم
اگه شد ........
نمیگم از تنهایی درم بیار
فقط اگه شد
یادم بده چجوری تنها باشم ؟!
همین ........
 
جناب صدرا شریعتمداری تو کامنتشون یه متن زیبا رو واسم نوشتن که خیلی ازش لذت بردم و با اجازه یا بی اجازشون تو این پستم قرارش دادم . ممنونم ازتون دوست من . خوشحالم که وجودم باعث شد حس کنی تنها نیستی ..
 
 
 
نقاشی میکشم
از برف
با آسمانی خاکستری
بادی که رنگ را
هر جا می برد
پرنده ای تن به سپیدی نقاشی میدهد
و محو
جایی
پای
درخت
میافتد
دستم به خورشید نمی رود
از لابلای آسمان خاکستری
نقش دزدی
درون هجمه ی گمشده ی اینروزها
روی بوم
مردی میان برف گام می زند
تا انتهای بوم
او نیز گم می شود
در شیون زنی سیاه پوش
اینروزها
سپید می گذرد
+ تاريخ ساعت نويسنده مسعود |

 

نگاه جدیدی به خودکشی ! از اون قدیم این واژه واسم جالب بوده .... دوست عزیزم وحید ترانه ی زیبایی نوشته که فک میکنم الیاس صالحی خوندش . نوشتمش همین

 

کفنمو بیارید

خونی نداره این تن

خرده تیغ غم به رگ هام

نفسی نمونده با من

داغون داغونم دلم

منو جواب کرده خدا

اشکاتو پاک کن چاره نیست

مسافرم به ناکجا

گریه نشست و گریه کرد

تو این شب غم انگیز

شبی که دستای این دل

میرسه به دست پاییز

داره پرسه میزنه بهت خدا

جلو چشام

خاموش کن این ترانه رو

که غم نشسته تو صدام

این نفسای آخرو

به آب و آتیش میزنم

تا که ببنده رختشو

این روح مرده از تنم

وصیتم درد و غمه

اشکای پنهون نکنید

به خال روزگار من

خدا رو گریون نکنید

این دل خسته غریبه

خونه خراب و بی پناه

ببین چی آوردی سرم

ای سرنوشت رو سیاه

 

 

+ تاريخ ساعت نويسنده مسعود |

برای قلب عاشقم

لاف صداقتو نزن

خودت میدونی که دیگه

رو شده دستت واسه من

فکر کردی این بار میتونم 

که بگذرم از اشتبات

وقتی پر از دو روئیه

تو اون دو تا چشم سیات

با اون همه خاطره باز

میخوام فراموشت کنم

می شکنم اما این دفعه

برنده ی بازی منم

میخوام ازت جدا بشم

یه کمی تنها بمونی

رفیق نیمه راه من

دیره واسه پشیمونی

فکر می کنی نمیدونم

چشات پر از دو رنگیه

میخوای بگم که این روزا

دلت کجاست ... پیش کیه

اگه می بینی ساکتم

چیزی به روم نمیارم

بدون که ارزش نداری ...

مردی یگه تو باورم

 

 

+ تاريخ ساعت نويسنده مسعود |

 

 

pani

 

 

 

 

+ تاريخ ساعت نويسنده مسعود |