تبليغاتX
تنهاتر از همیشه ! ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

من و تو ... من و تو نا اميد از خوب و از بد ...... هاج و واج مونده مردد ...... ميون موندن و رفتن ..... تن من .. تن تو ... سرد مثل زندگيمون .... همه فصلامون زمستون ... به كي باز اين غمو گفتن ؟! ..... واسه با تو بودن .... يه آشيونه ساخته بودم .... همه ي هستيمو رو اين ساختن .... باخته بودم .... يه روز يه شكارچي تيراشو كمون كرد ..... پراي قشنگتو رو ابرا نشون كرد ..... گم شدي تو آسمون هراسون هراسون هراسون .... ديگه شد دنيا واسم يه زندون يه زندون يه زندون ...... حالا آشيون چوبي ... قصه هاي بارونيش ابوسه .... داره زير چتر بارون ... تن خيس لحظه ها مي پوسه ..... تن تو مثل يه قصه واسه من خوندني نيست ..... تو غبار قصه هام واسه من موندني نيست ) ------------------------------------------ ( همیشه یادتم هر جا که باشم ......... فراموشم نکن تا زنده باشم ......... میخوای بری برو یادت بمونه ........... که تو دنیا فقط خوبی میمونه ) ------------------------------------------ ( آسمون دعا کن امشب واسه ی این مرد تنها ........ خسته ام بس که نشستم به امید صبح فردا )

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------ -----------------------------------------------------------------------------------------------------

دل من یه روز به دریا زد و رفت پشت پا به رسم دنیا زد و رفت پاشنه ی کفش فرارو ور کشید آستین همت رو بالا زد و رفت یه دفعه بچه شد و تنگ غروب سنگ توی شیشه ی فردا زد و رفت حیوونی تازگی آدم شده بود به سرش هوای حوا زد و رفت دفتر گذشته ها رو پاره کرد نامه ی فرداها رو تا زد و رفت حیوونی تازگی آدم شده بود به سرش هوای حوا زد و رفت دل من یه روز به دریا زد و رفت پشت پا به رسم دنیا زد و رفت زنده ها خیلی براش کهنه بودن خودشو تو مرده ها جا زد و رفت هوای تازه دلش می خواست ولی آخرش توی غبارا زد و رفت و ............................................................... این حس زمانیه که بهم خبر دادن که ناصر رفته ! واقعا رفت ! جدا رفت ! انقدر دلم گرفته و این دو ٬ سه روز حسابی بی حال بودم . ناصر رفت و من برای همیشه باید حسرت شنیدن یه ترانه ی جدید با صدای ماهش رو داشته باشم . ترانه ای مثله همینی که اون بالا نوشتم . جاش خیلی خالیه . خواستم برم خونه اش واسه تسلیت اما چجوری ؟ اصلا نمیتونم ؟ جاش خیلی خالیه .... واقعا جاش خالیه . روحت شاد ناصر ٬ نمیدونم میتونی بخونی یا اینکه اصلا احتیاج نیست بخونی و همینجوری هم میفهمی چی نوشتم . فقط بدون دلم خیلی برات تنگ شده ٬ یادته اومدم آفاق ؟ یادته وقتی از خوندن برام گفتی ؟ یادته دست گذاشتی رو قلبت ؟ گفتی باید از اینجا بخونی ؟ باید بسوزه تا خوب در بیاد ؟ حالا نمیخوام آهنگ بخونم اما دلم خیلی داره میسوزه ... ناصریا کجا رفتی ؟
+ تاريخ ساعت نويسنده مسعود |