آرزو دارم بگیرد آفتی زیبایی ات را
تا که همچون من بگیری ماتم تنهایی ات را
آرزو دارم ببینم در عذاب بی وفایی
اشک غم در چشم همچون آهوی صحرایی ات را
خنده بر اشکم زدی با خود پسندی
آرزو دارم تو هم هرگز نخندی
سادگی کردم اگر دل بر تو بستم
ساده بودم .. ساده بر خاکم فکندی
بشکند قلبت الهی ای که قلبم را شکستی
ای خدا سامان نگیرد .. عهد و پیمانی که بستی
اي تو جاري شده در قشنگترين دقايقم
اي تو با من آشنا .. ناجي قلب عاشقم
اي تو پيدا شده در لحظه ي انتخاب دل
اي تو در سكوت شب بهار پاييز دلم
كسي مثله تو .. تو هرم نفسم جاري نشد
كسي جز تو به سرم دست نوازش نكشيد
كسي مثله تو منو به ظلمت شب نسپرد
كسي مثله تو منو به آتيش نكشيد
هيچ كي هستي منو مثله تو از من نگرفت
كسي مثله تو منو اسير تنهايي نكرد
كسي مثله تو برام مايه ي تاريكي نشد
كسي مثله تو حله ي نابودي نزد
عاقبت عشقه دروغي و فريبنده ي تو
منو تا مرز و حد بد نامي كشيد
من هنوز دوزخيه عشق دروغينه توام
از تو اين تشنه تن خسته به انتها رسيد
الهی که چشمات به راهی بمونه
فقط جغد شومی رو بومت بخونه
الهی که دستات بشه تشنه ی گل
نمونه تو سختی براتون تحمل
بیاد روزگاری که تنها بمونی
فقط وقت مرگ قدر منو بدونی
الهی تو غربت یه عمری بسوزی
بشینی رو به جاده همش چشم بدوزی
الهی که شب هات بشه بی ستاره
خمیر خیالت بشه .. پاره پاره
یکی هم نباشه که حالتو بپرسه
بمیری .. بپوسی توی درد و غصه
وقتي رفتي باز هوا بد شد
روزگار از بدي بدتر شد
وقتي رفتي آسمون تر شد
گريه ي ابرا بدتر شد
گلا پژمردن .. واي گلا مردن
شاخه هاشون زير پا خم شد
ابرا باريدن .. دلا پوسيدن
قفس قناري تنگ تر شد َ
من دلم مرده .. دستمو خونده
صبح تا شب بهونه آورده
بي خبر مونده .. از همه رونده
قاصدك خبر نياورده